نامه شصت و دوم
سلام عزیز دل مامان
دل مامانت گرفت
اخه میدونی با چه ذوقی پرنده کوچیکمون رو که لونه کرده بود نگاه میکردم ........... هر روز بهش سر میزدم و از بودنش حس خوبی داشتم
منتظر از تخم درومدن جوجه هاش بودم
اما انگار فرزند داشتن به ما نیومده
نه به ما ............... نه به پرنده ای که به درخت خونه ما برای لونه سازی پناه اورده
دیروز که از سر کار برگشتیم دیدم که یه گربه درخت رو گرفته و داره میره بالا......... من سریع دویدم و گربه رو دورش کردم
ولی پرندمون رفته بود ............... پیش خودم گفتم ترسیده و رفته ................ کم کم میاد
ولی تا امروز صبح نیومده بود
دیشب خیلی سرد بود
تخم هاش دیگه سرد شدن ............... فکر نکنم دیگه جوجه بشن
حیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف
اینم عکسای لونه خانواده پنج نفری و تخمها


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه شصت و دوم
